محمد رضا واليزاده معجزى

141

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

فصل ششم بازگشت خزاعى پشتكوه لرستان يا پناهگاه فراريان چون مرد درفتاد ز جا و مقام خويش * ديگر چه غم خورد همه آفاق جاى اوست شب هرتوانگرى به سرايى همى رود * درويش هركجا كه شب آيد سراى اوست در خردادماه 1303 كه حلقه محاصره خرم‌آباد با ورود فرمانده قواى غرب شكسته شد و طوايف به كوهها و پناهگاهها فرار كردند و لرستان به‌طور قطعى به تصرف قواى غرب درآمد ، ديگر محيط پيشكوه لرستان به هيچ‌وجه براى زندگانى خوانين بيرانوند مساعد نبود ؛ زيرا نه براى آنها مال و حشمى باقى مانده بود و نه مىتوانستند بدون ترس و واهمه در نقطه‌اى زندگانى جديدى را شروع كنند ؛ زيرا هراندازه هم امير احمدى به آنها تأمين جانى و وعده مساعدت مىداد آنها باور نمىكردند و تا جان در بدن داشتند از نزديك شدن به وى امتناع مىورزيدند و لذا عزم خود را جزم كرده به پشتكوه « 1 » رفتند ؛ از والى قول مساعد گرفتند و در آن حدود سكونت ورزيدند . نظر موافق والى بيشتر از اين جهت معطوف به وضع فراريان شده بود كه شخص والى دل خوشى از دولت نداشت و به عين اليقين مىدانست كه بايد دل از خاك پشتكوه برگيرد و مقدمات مهاجرت خود را به بغداد نيز از پيش فراهم ساخته بود . [ اسامى ] خوانين مشهور بيرانوند كه به مرور [ زمان ] خود و قيطولشان به خاك پشتكوه رفتند از اين قرار است :

--> ( 1 ) . اصل : پيشكوه .